میدونم خیلی زود میشینم روی مبل و یک قهوه میخورم و ریلکس میکنم و این روزهای پر از تلاطم جبران میشه.یک خونه نو و شیک اونم با سلیقه خوذمون.با دو تا جوجه طلاییهامون.همه خستگیها وقتی شب ۴ تایی دور همیم و رایمند وادریان با هم بازی میکنند وقهقهه شون خونه رو پر میکنه از بین میره.رایموند کلی زرنگ شده ۲ تادندون اسیاش ۱۳ ماهگی دراومده والان کامل زده بیرون ۲ تا دیگشم یکم اومده ۱۴.۵ ماهگی بیرون.دایره لغاتش بیشتر شده.تمام حرفها رومیفهمه و انجام میده با ادریان قایم موشک میکنه ودولا میشخ دنبالش میگرده.محرمی واسه من با نوحه میرقصید هر وقتم حال میکرد سینه میزد.دنبال مگس وپشه میدوا و ۲ تا دستای نازشو بهم میزنه مثلا کشتتشون.استند اسماشونم رسید که خیلی خوشگل شده .مونده فقط تندیس دست و پاهای عشقشون
برچسب:
نویسنده: ستایش نصیری
تاريخ: چهارشنبه
29 آذر
1396 ساعت: 0:29